بخت خواب آلود ما…

بخت خواب آلود ما…

✍ حمیدرضا عابدیان

برای کسانی که مایلند انقلاب بزرگ ۵۷ را به دقت واکاوی کنند، هیچ تفسیر و تاویلی نمی تواند جای اسنادی را که در همان روزها ثبت و ضبط شده اند، پرکند. این اسناد، بی هیچ واسطه ای ما را به عمق انقلاب پرتاب می کنند و به ما این امکان را می دهند تا هرم نفس های یک نسل عاصی را بر گونه هامان حس کنیم، رنج هاشان را بشناسیم و آمال و ایده هاشان را به دقت وارسی کنیم.

چنین اسنادی، به تنهایی کافی اند تا همه ی آنچه را که بدخواهان این مرز و بوم، طی این همه سال، علیه یکی از شورانگیزترین قیام های ملی ما رشته اند، پنبه کنند.

چنین اسنادی، به تنهایی قادرند تا علیرغم همه ی راهها و بیراهه هایی که حکومت برآمده از انقلاب پیموده است، از نسل انقلابی ۵۷ اعاده حیثیت کنند، نسلی که به ناروا، متهم به خواب زدگی، قدرناشناسی و ناسپاسی ست!

نامه ی زنده یاد مصطفی رحیمی به “امام خمینی” که در تاریخ دهم دی ماه ۱۳۵۷ نوشته شده است، یکی از این اسناد است. این نامه، آنقدر خواندنی و آنقدر درخشان است که انتخاب فرازهایی از آن برای معرفی، تقریبا غیر ممکن است.

رحیمی در این نامه، هم تصویری بشکوه از انقلاب ۵۷ و زمینه های آن بدست می دهد، هم به رهبری نبوغ آمیز آیت الله خمینی اذعان می کند، هم استقرار حکومت دینی را مبتنی بر شواهد تاریخی و ادله ی عقلی نقد می کند، هم آینده ی آن را پیش بینی می کند، هم به آسیب شناسی انقلاب و انقلابیون می پردازد و هم موقعیت خاص ایران و مداخله ی قدرت های خارجی برای جلوگیری از رشد و توسعه ی آن را از نظر دور نمی دارد…..

رحیمی امیدوار بود که انقلاب ۵۷ ، با امتزاج دموکراسی و سوسیالیسم و معنویت، راهی به آزادی و برابری و عرفان بگشاید.

نمی دانم که آیت الله خمینی این نامه را خوانده بوده است یا خیر، اما امیدوارم خلف او و همراهانش در این روزهای حرمان زده و در چهل و یکمین سالگشت انقلاب ۵۷ ، این نامه را که در نهایت ادب و انصاف و روشن بینی نوشته شده است، بخوانند.

امیدوارم نسل هایی که از پی آمده و انقلاب ۵۷ را، انقلاب مشتی جاهل و نادان می دانند که در طلب ارتجاع، دست از رشد و توسعه و ترقی کشیدند، حوصله کرده و این نامه را بخوانند.

امیدوارم کسانی که با صداقت قلبی و با خلوص نیت، در صفوف سه گانه ی “اصلاح طلبی” و “تحولخواهی” و “براندازی” نشسته اند، وقت بگذارند و این نامه ی مفصل را خوانده و هر کدام به سهم خویش، توشه ی خود را از آن بردارند.

انقلاب ۵۷ باید به سرچشمه های نخستین خود بازگردد. چنین باد.

برای دیدن کامل نامه مصطفی رحیمی اینجا را کلیک کنید.

مجتبی ناظری

Print Friendly, PDF & Email