تُف!

داغ شده‌ای. مثل یک تکّه گوشتِ بی‌جان روی زمین افتاده و قلب‌ات لای گیره‌ای آهنی -دنده به دنده- فشرده‌تر می‌شود و از لایِ عضلات و حفره‌های آن قطراتِ خونِ تازه بر خاک می‌چکد. قاضی واقعا آدمِ خوبی بود ولی روزگارِ خوبی نیست. انقلاب فرزندان خود را نمی‌خورد، می‌جَود و تُفاله‌اش را تُف می‌کند.

حسین دهباشی

Print Friendly, PDF & Email