درسوگ شيخ شهيدهمدان! (۱)

درسوگ شيخ شهيد همدان!

بنده، محمد امجد فرزند محمود، طلبه مهاجرالى الله ، در همين فضاى مجاز ، اعلان مى كنم :
من طلبه مقتول همدانى ام

و قاتل را ،نه فقط آن جانى فرارى، ( كه به گفته نيروى انتظامى در حال فرار و درگيرى كشته شد؟!) كه هركس ، از متجدد و متسنّن! ، مى دانم كه توهم مى كند؛ حذف فيزيكى چاره كار است؟!

من ، دوست دارم هابيل وار طلبه مقتول باشم و نه چون قابيل قاتل!
واميدوارم ،همان آيه كريمه ،ورد زبان و قلب ام باشد :

«لَئن بسطتَ يديك لتقتلنى ، ما أنا بباسطٍ يدىّ لأقتلك!»

«لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ

لِتَقْتُلَنِي

مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ.»

پ.ن:

(توضيح عكس) در تجدد آمرانه پهلوى اول ، متوهمانه ، عمامه مانع ترقى ! كشور شد و در تسنّنن آمرانه سلطنت مطلقه فعلى ،سوگمندانه، رعيت بى حق و حقوق و زبان بريده را به توهم انداختند كه عمامه، مانع آزادى ها و زندگى انتخابى است؟!
و هر دو متجدد و متسنن سابق و لاحق ، قابيل وار عمل كردند و همچنان ….

من رضى بفعلِ قومٍ فهو منهم (صدق رسول الله)

از منظر اين طلبه مهاجر قاتل شيخ شهيد همدانى ملاكا با همه ديگر قاتل هاى سده اخير تفاوتى ندارد و يكى است!

از قاتل شيخ فضل الله نورى تا قاتل مطهرى و از قاتل هويدا تا قاتل سلطان طلا….!

moralsociety@

Print Friendly, PDF & Email