دین و سیاست(۳)

احتیاط های باز دارنده

✍محمد سروش محلاتی

سیاست ، عرصه عمومی است و اقشار مختلف میتوانند در ان فعالیت کنند و البته کنشگری و حضور هر طبقه پیامدهای خاصی دارد ، تجربه حضور سیاسی “علمای دین” نشان از دو امتیاز دارد : یکی انکه بدلیل پیوند توده ای و مردمی ، انان در جهت گیریهای خود ملاحظه مردم و گرایشات انها را دارند . روحانیت وقتی به عنوان یک نهاد مستقل در صحنه سیاست حاضر میشود کاملا به “پایگاه مردمی” خود اهتمام دارد و هرگز نمیخواهد به ان اسیبی وارد شود . و دیگر انگه برای زعمای دینی حفظ اصالت های جامعه اسلامی اهمیت فوق العاده ای دارد و لذا برای استقلال کشور ارزش زیادی قایل بوده و برای انها مقاومت در برابر نفوذ اجنبی در درجه اول قرار دارد . از این رو تاریخ روحانیت گواهی میدهد که نه “در برابر مردم” قرار میگیرد و نه “در کنار بیگانه” .

ولی تجربه میگوید : حضور سیاسی علمای دین ممکن است یک پیامد نامطلوب داشته باشد : انها بدلیل سوء ظن به بیگانگان و دولتهای کفر ، نگاه بدبینانه ای به پیشرفتهای اجانب داشته و در استفاده از دستاوردهای تمدن بسیار محتاطانه عمل میکنند ، احتیاط و اجتنابی که میتواند به محرومیت کشور از بالاترین سطح دانش بشری بیانجامد و یا سرعت پیشرفت کشور را کُند نماید .
مخالفت علما با ورود اختراعات جدید از نظر “انگیزه” ، قابل درک و تایید است و بفرموده امام خمینی : (مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفا به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است . احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبی خصوصا فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود که انان با اختراعات و پدیده ها برخورد احتیاط امیز کنند ) با قبول این نکته ، ولی میتوان پرسید : این احتیاطات ، از نظر “نتیجه” چه اثار اجتماعی داشته و آیا در تاخیر علمی جامعه ما موثر نبوده است ؟

در دوره ناصرالدین شاه ، عالیترین مقام روحانی در ایران حاج ملا علی کنی بود که در دربار نیز نفوذ فوق العاده ای داشت . نوشته اند که وی با سفر شاه به اروپا مخالف بود و میگفت با این سفر ، ایران رنگ فرنگی میگیرد ولی با تدبیر سپهسالار این سفر انجام گرفت و پس از ان ، ملا علی اولتیماتوم داد که شاه نباید با سپهسالار بیاید و شاه در مرز او را عزل کرد !
روایت تاریخی زیر از ایه الله شبیری زنجانی نشان میدهد که علما چه حساسیتهایی داشته و روش انان چه تاثیری در کشور داشته است :
“در زمان حیات حاج ملا علی کنی قراردادی با بلژیکیها بسته شد تا خط آهن ماشین دودی بین تهران و شهرری کشیده شود . حاج ملاعلی مخالفت کرد چون معتقد بود اگر پای خارجیها به ایران باز شود ، “دین” مردم از دست میرود و تا وی در حیات بود این قرار داد ملغی بود و همین که در سال ۱۳۰۶ از دنیا رفت خط آهن کشیده شد “

در دو قرن اخیر علما خواسته اند با مقامت در برابر اختراعات جدید و با ابزار منع و تحریم ، دین مردم را حفظ کنند و وقتی از نفوذ و اقتدار برخوردار بوده اند ، از این شیوه استفاده کرده اند . نمیتوان انکار کرد که این روش اگر در صیانت دینی ما موثر بوده ، در عقب ماندگی دنیویمان نیز بی تاثیر نبوده است . این روش منع همچنان بر فضای مذهبی ما حاکم است و هر روز یک پدیده نو “ممنوع” میشود و سپس با بی اعتنایی مردم “جایز” میگردد تا امروز که بالاخره از تحریمِ ویدیو و اینترنت و اخیرا ممنوعیت گوشی تصویری عبور کرده ایم و این روند همچنان ادامه دارد …..
ولی پرسش اساسی این است که آیا علمای دین در استفاده از این روش موفق بوده اند و ایا زمان ان فرا نرسیده که سیاست ملاعلی کنی تامل نموده و ان را مورد بازخوانی قرار دهیم ؟

ای کاش باز هم متفکرانی مانند شهید بهشتی داشتیم که مثل مجلسِ تدوین قانون اساسی ، به علما هشدار میداد که روشهای منع و تحریم امروز جواب نمیدهد .
تجربه نشان میدهد ، این شیوه اگر تاثیری داشته باشد در روی گردانی مردم از مظاهر تمدن و ابزار پیشرفته نیست بلکه در رویگردانی از روحانیون در عرصه سیاست و مدیریت است . زعمای دینی اگر میخواهند فرمان سیاست را از دست ندهند باید پای خود را از روی ترمز بردارند و بیش از توقف ، بفکر تدبیر و سرعت بخشیدن به حرکت این کشتی در دنیای مدرن باشند .
خداوند رحمت کند استاد بزرگوار شهید مطهری را که از به طنز به آشیخ ترمز اشاره و از او انتقاد میکرد : “نقش ما نباید نقش اقا “شیخ ترمز” و یا آقا “شیخ دنده عقب” باشد ،گو اینکه جامعه در جایی احتیاج به ترمز دارد و در جایی احتیاج به عقبگرد ، اما این ماشین را در درجه اول از لحاظ رُل و فرمان باید هدایت کرد و از لحاظ موتور و گاز باید او را بحرکت آورد و از سکون خارج کرد”
امام خمینی در عصر خود ، نقش اشیخ ترمز را کاهش داد و موارد متعددی از منع ها و تحریمهای مقدسین را لغو کرد ولی بار دیگر آشیخ ترمز جان گرفت و زبان و قلم تحریم را بجریان انداخت .

Print Friendly, PDF & Email