دین و سیاست (۴)

حساسیتهای دینی

✍محمد سروش محلاتی

فعالیتهای سیاسی شخصیت ها تابع گرایشات فکری و حساسیتهای روحی انهاست ، مثلا کسی که گرایش ناسیونالیستی دارد ، همه چیز را بسوی مسائل قومی سوق میدهد و کسی که دغدغه سرمایه داری دارد ، همه چیز را فدای ان میکند . ولی “رجال دین” در عرصه سیاست ، بدنبال چه چیزی میروند ؟

رجال دینی وقتی در سیاست حضور می یابند ، حساسیت های خفته آنها ظهور و بروز میکند ، البته این گرایشات انها هم متنوع و متفاوت است ولی یک مساله جدی برای انان صیانت از “نمادهای مذهبی” است . بسیاری از علمای مذهب بیش از انکه نگران عقب ماندگی جامعه و یا فقر و محرومیت و یا پایین بودن سطح سواد و دانش و یا بهداشت مردم باشند ، نگران تضعیف “شعائر دینی” در جامعه هستند و وقتی علائم ان اشکار شود ، “احساس وظیفه” میکنند که بصحنه بیایند ، و چه بسا ظلم و ستم حاکمان ، و فقر و جهل مردم برای بسیاری از انان اموری قابل تحمل بوده و انگیزه قیام و اعتراض به آنها ندهد .

به عنوان نمونه در دوره رضا خان ، عده ای از علما مصلحت را در مدارا دانستند و عده ای دیگر قیام کردند ، ولی انقلابیون چه اعتراضی به شاه داشتند ؟ ایه الله حاج اقا حسین قمی در ان دوره از نظر فقاهت و تقوی ، شخصیت طراز اول بود که بشدت به اعتراض برخاست . در ان اعتراضات خونبار ، یک مساله جدی ، “تغییرکلاه” بود که ان روزها تبدیل کلاه لبه دار به کلاه شاپو اجباری شده بود و علما ان را علامت نفوذ و سلطه اجنبی و غیر قابل تحمل میدانستند و مثلا در مشهد و تبریز برای مبارزه با جلسه گذاشتند . بنظر برخی بزرگان واقعه کشتار مسجد گوهر شاد مربوط به همین مسئله کلاه است .

حجاب هم سوژه دیگر اعتراضات علما در برابر رضا خان بود ، ولی ایا کشف حجاب بمعنی اجبار بر برداشتن “پوشش” از سر و بدن زنان بود و یا حجاب بمعنی “چادر” ممنوع بود ولی استفاده از روسری و کلاه در پوشش ازاد بود ؟
حضرت ایه الله شبیری زنجانی که بدقت در ضبط وقایع و نقل انها مشهور است ، میگوید : ” وقتی رضا خان دستور کشف حجاب داد ، میخواست زنها “چادر” نپوشند ، لذا اگر زنی چادر نداشت ولی غیر از وجه و کفینش مستور بود ، رضا خان منع نمیکرد و لازم نبود حتما روسری نداشته و مو باز باشد ” پس در کشف حجاب هم مبارزه روحانیت برای “حفظ چادر” بوده است !

یک جریان دیگر در ان دوره ، جریان قیام حاج اقا نورالله اصفهانی است . اگر چه بگفته برخی از حضرات “حاج اقا نورالله برای مبارزه با ظلم رضا خانی در قم قیام کرد ” . ولی اطلاعات دقیق تر حکایت از ان دارد که اعتراض وی به “نظام وظیفه اجباری” بوده است ! او برای همراه کردن زعیم حوزه ، ایه الله حاج شیخ عبد الکریم حایری بقم میامد ولی حاج شیخ حاضر به مخالفت با این اقدام رضا خان نمیشود . خلاصه روایت مستند ایه الله شبیری زنجانی از طریق مرحوم اقای فرید اراکی این است که حاج شیخ به اقا نورالله فرموده بود : کشور برای مقابله با اشرار داخلی و مهاجمین خارجی قشون لازم دارد و این کار هزینه دارد و یا باید از مردم گرفت که مردم امادگی تحمل ان را ندارند و یا باید خدمت اجباری را پذیرفت و …….
علمای انقلابی اصفهان که از متقاعد کردن آیه الله حایری مایوس شدند به اصفهان برگشتند و البته مخالفت حاج شیخ را هم تلافی کرده و مقلدان وی را از او برگرداندند !!

اشاره به نمونه های بالا برای منحصر کردن مجاهدات روحانیت در این چارچوب نیست ، بلکه برای توجه دادن به انست که بنام دین فعالیتهای مختلفی صورت میگیرد که برخی از انها قابل دفاع نیست و بهر حال حساسیت های علمای دین ، تاثیرات خاصی در سیاست ورزی انان دارد ، این تاثیرات گاه بجا و بموقع و گاه بی مورد است. انسانی که حساسیتهایش متعادل نباشد با یک مویز گرمی و با یک غوره سردی اش میشود .
راه حل این مشکل حذف روحانیت از صحنه سیاست و از دست دادن این سرمایه عظیم اجتماعی نیست ، بلکه یک راه این است که انان امادگی و اگاهی لازم را برای این حضور کسب کنند و به علم دین اکتفا ننمایند و راه دیگر ان است که توده مردم این صحنه را بصورت کامل و دربست در اختیار انان قرار ندهند و بدانند که در درک مصلحت جامعه خودشان نیز دارای درک و فهم اند و نباید صحنه را ترک کرده و یا مقلدِ صرف باشند . اگر نخبگان جامعه بمسئولیت خویش اعتنا داشته و بدون واهمه بر اگاهی بخشی اصرار ورزند ، حساسیتهای علمای دین در نقطه عقلانیت قرار گرفته و در جهت منافع کشور خواهد بود .
کشور همانگونه که از سیاست ورزی عالمانی اگاه و شجاع مانند مدرس سربلند میشود از سیاست ورزی عالمان ساده لوح و عوام زده ، زیان میبیند .

Print Friendly, PDF & Email