راه های تشکیل یک جامعه آرمانی انسانی

مصطفی ملکیان

در باب اینكه چه وقت و در چه موقعیتی انسان‌ها شرایطی بهتر و جامعه‌ای شادتر خواهند داشت دیدگاه‌های متفاوتی در طول تاریخ فكر و فرهنگ بشری مطرح شده است و نقطه اشتراك تمام این دیدگاه‌ها نیز پدید‌آوردن فرد انسانی بهتر و جامعه‌ای شادمانه‌تر بوده است. برخی به این گمان‌بوده‌اند كه به وسیله «دین» می‌توان جامعه‌انسانی‌ای پدید آورد. در دوره «تجدد» برخی گمان كرده‌اند كه تنها با اشاعه «مردم‌سالاری» است كه این توفیق حاصل می‌شود. برخی نیز گفته‌اند كه تحقق یك «سازمان اقتصاد جهانی» كه در توزیع امكانات مادی و معیشتی و رفاهی به همه انسان‌ها به یك چشم نگاه كند، وضع مطلوبی را پدید خواهد آورد. برخی دیگر پنداشته‌اند كه فقط با فرهیختگی و تحصیلات علمی و دانشگاهی بیشتر و اشاعه هر چه افزون‌تر سواد و معلومات، وضع مطلوب پدید خواهد آمد.

در اینجا من قصد طرح این مدعا را دارم كه یگانه راه برای تشكیل یك جامعه آرمانی انسانی، رسیدن به نوعی «عشق ناخودگرایانه و در عین حال فعالانه» است و این راه اگرچه دشوارترین راه برای رسیدن به جامعه انسانی مطلوب است؛ اما در عین حال، یگانه راه ممكن برای رسیدن به آن مطلوب است. راه‌های دیگری كه برای تحقق جامعه آرمانی انسانی پیشنهاد شده‌اند، اگر چه می‌توانند شرط‌هایی لازم برای این مقصود باشند، اما برای رسیدن به هدف مورد نظر ما، شرطی كافی نیستند. برای رسیدن به یك جامعه مطلوب باید، آهسته آهسته، نوعی عشق ناخودگرایانه و فعالانه را نسبت به همنوعان‌مان در درون خومان بپرورانیم.
منظورم رسیدن به عشقی است كه به دنبال سود خود و ارضای علایق شخصی خود نیست و كانون توجه آن، به بیرون خود و دیگران است. این عشق اما علاوه بر اینكه ناخودگرایانه است، فعالانه نیز هست. عشقی منفعل نیست و برای ارضا شدنش محتاج اقداماتی بیرونی است. به سخن دیگر، عشقی است همراه با احسان و امداد به انسان‌های دیگر.

خشونت عشق،خشونت نفرت

Print Friendly, PDF & Email