رهبری نمی تواند کارشناس همه امور باشد!

هیچ انسان غیر معصومی  از خطا و اشتباه مصون نیست

یکی ازنکات اخلاقی که در متون دینی بر آن تاکید فراوان دارد، اعتراف به خطا و اشتباه است. طبیعی است که هیچ انسان غیر معصومی  از خطا و اشتباه مصون نیست و بر اثر عوامل مختلفی  ممکن است در تصمیم گیری خود دچار اشتباه شود؛. مهم این است که پس از پی بردن به خطای خود بر آن اصرار نورزد، و سعی بر توجیه  اشتباه خود نکند، بلکه معترف به اشتباه خود باشد و آنجایی که حقوق مردم در بین است، از  آنان عذرخواهی کند  و در صدد جبران باشد.

در اموری که به حق و حقوق مردم مربوط می شود، گرچه اعتراف و برگشت به خطا امری نیکوست ولی نباید به صورت یک اصل در آید و مکررا تکرار شود. باید سعی شود اشتباهات را به حداقل رساند.

نکته دیگر اینکه پوزش و جبران هر خطایی باید مناسب همان خطا باشد و گاهی فقط اعتراف به زبان کافی نیست. مثلا کسی که حق دیگران را ضایع کرده، باید آن را به صاحبانش بازگرداند، کسی که آبروی کسی را ریخته باید جبران کند و …..نکته دیگر اینکه اعتراف به اشتباه در اطاعت از فرمانهای الهی که همان توبه و استغفار است باید فقط در پیشگاه خداوند باشد و انسان حق ندارد در برابر انسانهای دیگر به تشریح گناهان خود بپردازد. بلکه باید در خلوت خود با خدای خویش به مناجات و استغفار بنشیند.

ما فقط چهارده معصوم داریم.

روی سخنم در این یاداشت با حاکمان و مسئولین نظام  است که متاسفانه  عادت دارند خود را مصون از اشتباه بدانند، تمامی اموری که انجام می دهند  بدون استثنا “پربار” معرفي كنند و هرگز كمترين امکان نقص و خطا  را به آن وارد نمی دانند !، درست برخلاف تعاليم دینی ماست است و چيزي است كه حتي در دنیای غرب و  جهان امروز نيز جائي ندارد. در كشورهاي غربي همواره مسئولان دولتي بر وجود مشكلات، عيوب و نواقص اقدامات خود و ناموفق بودن در برخی تصمیم گیری ها  در كنار نكات مثبت تأكيد ميكنند. حتی در همین شرق ما در اظهارات مسئولان كشورهاي پيشرفته از قبيل ژاپن و چين نيز مشهود است. ما دين خود را به عنوان دين برتر و انقلابمان را به عنوان انقلابي كه ريشه در فرهنگ و ارزشها دارد به رخ غرب و شرق ميكشيم و حق هم داريم كه به دين و انقلابمان بنازيم ولي متأسفانه روش هايمان حتي در بخش قضاوت كردن درباره عملكردهايمان با دستورالعملهاي اين دين و اين انقلاب منطبق نيست.

مسئولان نظام جمهوري اسلامي درس بگيرند

اگر مسئولان نظام جمهوري اسلامي از همين فرهنگ  درس بگيرند و اعتراف به اشتباه را به يك فرهنگ تبديل كنند، ميتوان با اطمينان گفت خدمتی بس شایان به ملت کرده اند. ترديدي نيست كه سياستهاي اشتباه ديگري نيز بوده كه مسئولان بايد شجاعت اعتراف به آنها را داشته باشند و مطمئن باشند كه فرهنگ پذيرش اشتباه و عذرخواهي از مردم و جبران كردن اشتباهات، به نفع همه حتي خودشان خواهد بود.

یک خاطره عبرت انگیز

روز چهارم خرداد ماه ۱۳۵۹ فخر الدین حجازی نماینده اول مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی در حضور امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سخنرانی خود را با جمله «بابی انت و امی»  آغاز کرد و بقیه محتوای مطالب آن مرحوم در تحلیل از مقام والای امام بود.

در جلسه مذکور که با حضور نمایندگان مجلس شورای اسلامی به مناسبت اولین دوره مجلس تشکیل شده بود امام خمینی در ابتدای سخنان خود گفتند: « من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان  و امثال ایشان برای من یک غروز و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارک و تعالی پناه می برم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتی قائل باشم، این انحطاط فکری است و انحطاط روحی. من در عین حال که از آقای حجازی تقدیر می کنم که ناطق برومندی است و متعهد،لکن گله می کنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید فرمودند».

اعتراف به اشتباه لازمه یک فرهنگ مهم و ضروری است.

ـ در اجتماع اعتراف به اشتباه لازمه یک فرهنگ مهم و ضروری در جامعه است و این می طلبد که علما و خطبا و مربیان و معلمان و مسئولان ارشد اجرایی در هر شهر و دیار و استان در این زمینه پیش قدم تر از دیگران باشند.

مسئولان و دولتمردان اگر در انجام وظیفه ای که بر عهده آنها گذاشته شده است سهل انگاری، مرتکب تقصیر و یا قصوری گردیدند باید شجاعانه و با شهامت مسئولیت را به عهده بگیرند.

با این مقدمه طولانی می خواستم این مطلب را عرض کنم که چگونه است ما خود را مصون از اشتباه می دانیم و معتقدیم که همه دنیا اشتباه می کنند؟. چرا که به ندرت رویکرد های سیاست خارجی کشور مورد نقد آکادمیک قرار می گیرد و آنچه هست عمدتا هشدارها و انتقادهای غیر عالمانه ای است که بیشتر رنگ و بوی جناحی و سیاسی دارد.؟

ایده های دیپلمات  ایرانی فقط در وزارت خارجه ایران اعتبار دارد

اگر مسوولان یک کشور یکدهم از وقت روزانهشان را صرف تعامل جهانی کنند، نکات بسیار بیشتری میآموزند تا اینکه در فضاهای بسته داخل کشور با هم تعامل کنند. در سال ۲۰۱۰ به واسطه کار و همکاری با جهان و یادگیری و تعامل با آن، روزانه ۲۲ نفر در برزیل میلیونر شدند. الان برزیل در دنیا از نظر اقتصادی نسبت به ایتالیا و اسپانیا جایگاه مهمتری دارد و از نظر تولید ناخالص داخلی از روسیه ۶۵۰میلیارد دلار جلوتر است. حتی مکزیک هم که تعاملات وسیع جهانی داشته توانست به تولید ناخالص داخلی یکمیلیارد و سی و چهارمیلیون دلاری دست یابد. در فضاهای کاری وقتی دیپلماتهای ایرانی دیگران را به ستیز با مراکز قدرت جهان ازجمله سازمان ملل متحد دعوت میکنند همه گوش میکنند؛ با احترام؛ بعضیها هم پاسخهای دیپلماتیک میدهند. اما این اعتبار ندارد.

دیپلماتهای ایرانی ایده هایی دارند که این ایده ها فقط در راهروهای وزارت خارجه خودمان معتبر است و نه در صحنه واقعی بین المللی. البته این درست که مدیریت وزارت خارجه ما هیچوقت حرفهای نبوده است، اما بدنه وزارت خارجه خیلی حرفه ای است. افراد تحصیلکرده ای که خیلی زحمت کشیدهاند اما نقش چندانی ندارند. ما تصور میکنیم که پدیده خاصی هستیم و افکار ما در صحنه جهانی خاص است. این نتیجه محصور بودن در یک لوپ (مداربسته) است. آدم وقتی در لوپ باشد فکر میکند افکارش خاص است. اما هرچه انسان در محافل علمی و سیاسی جهانی بیشتری شرکت کند، بیشتر میآموزد و بیشتر در مفروضات خود تشکیک میکند. آموختن حاصل تعامل است. آموزههای دینی ما هم این را تشویق میکند. .بنابراین مساله عمده عدم تعامل با جهان است……( به نقل از محمود سریع القلم، استاد علوم سیاسی دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی ، دانشگاه شهید بهشتی در مصاحبه با شرق)

رهبری نمی تواند کارشناس همه امور باشد.

متاسفانه در این چند سال اخیر، وقتی  کارشناسان و دلسوزان این مملکت لب به انتقاد و اعتراض می گشایند، مجموعه حاکم با توجیه اینکه تصمیم گیرنده امور در سیاست خارجی و مسائل هسته ای به عهده رهبری است.  نقد به عملکردها و سیاستها را مترادف با مخالفت و  تخریب رهبری می دانند. این در حالی است رهبری قطعا به تنهایی نمی تواند  در امور کارشناسی تصمیم بگیرد. تصمیمات رهبری بر اساس مشورتی است که با اطرافیان و مجموعه حاکم دارد.  برای یک بار هم که شده اجازه دهیم مسائل مهمی از جمله مسئله ی هسته ای و رابطه با آمریکا به رای و نظر مردم گذاشته شود. چه اشکالی دارد که مردم برای یک بار هم که شده پرونده این موارد چالشی که زندگی آنان را به خطر انداخته با هر تصمیمی که اتخاذ کنند ببندند  ولو آن تصمیم  اشتباه باشد.

امام  فرمودند: نه شرقی نه غربی ،  اما ما با شرق (روسیه و چین) رابطه  نامتوازن داریم و بارها با ما بد عهد کردند و هیچ  دشمنی و شعاری علیه آنها نمی دهیم ولی تا  اظهار نظر در باره رابطه ما با غرب یا مسئله ی هسته ای می شود متهم به فراموشی آرمانهای امام می شوی.

قداست زدایی از نظام راه برون رفت از بن بست است

قداست زدایی از نظام و ارکان آن راه را برای پیشرفت و آزادی هموار می کند. هیچ کدام از ارکان وعناصر آن معصوم و بدور از اشتباه نیستند. باید پذیرفت و روی زمین زندگی کنیم. از انسانها بت نسازیم و به آنها مقام قدسی ندهیم.

مجتبی ناظری

Print Friendly, PDF & Email