ساواکی، پدر شهید شد

علی اکبر رنجبر کرمانی

ساواکی، پدر شهید شد

شهید صادقی در پانزده خرداد ۱۳۵۸ به حکم امام به عنوان حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی الیگودرز منصوب شدند. در جلسه ای که بنا بود رئیس و اعضای ساواک منحله الیگودرز محاکمه شوند همزمان با ورود ایشان به سالن جلسه جمعيت پرشور و انقلابی یکپارچه شعار سر داده بودند که: قاضی انقلابی؛ اعدام کن، اعدام کن! شهید صادقی با طمأنینه خاصی جمعیت را آرام کردند و در آغاز سخن خطبه پیامبر گرامی اسلام (ص) در فتح مکه را قرائت کردند.

سپس خطاب به جمعیت فرمودند: ” این شعارهایی که تعدادی جوان پرشور و احساساتی سر داده اند و شما مردم هم بدون دقت تکرار می کنید از اسلام و انقلاب نیست! این شعارها مال انقلاب های کمونیستی و کودتاهای نظامی است نه انقلاب اسلامی. پیامبر خدا در فتح مکه که نقطه اوج پیروزی اسلام و شکست کفر و شرک بود، خطاب به مسلمانانی که پرچم خونخواهی بلند کرده و شعار می دادند: 《اليوم يوم الملحمه》 (امروز روز خوانخواهی است) و مدعی بودند که باید تقاص خون حمزه سیدالشهدا و جعفر طیار و دیگر شهدای احد و بدر و… را از مشرکین قریش بگیریم!

اما پیامبر رحمت فرمودند: اليوم يوم المرحمه (امروز روز رحمت است) و عفو عمومی اعلام کردند…سپس با اشاره به متهمان (ساواکیها) که تا قبل از آن از شدت ترس به خود می لرزیدند گفتند: اگر همین آقایان توبه کنند و به دامان مردم برگردند، عفو میشوند و می توانند دوباره خدمت کنند البته ما در جمهوری اسلامی، ساواک نخواهیم داشت که گوش به فرمان اسرائیل و آمریکا باشد.

من خودم تا چند ماه پیش از پیروزی انقلاب در همین ساواک الیگودرز، به علت سخنرانی راجع به فاجعه سینما رکس آبادان و آتش زدن مسجد کرمان و دیگر جنایات رژیم ستمشاهی زندانی بودم. به ناحق هم زندانی شدم. اما اکنون که بحمدالله پیروز شده ایم نباید از این ها انتقام بگیریم. بلکه باید ببخشیم.

امیرالمؤمنین (ع) بعد از جنگ ها که پیروز می شدند می فرمودند: لذتی که در گذشت هست، در انتقام نیست. اگر ما مدعی هستیم پیرو پیامبر و على عليهما السلام هستیم باید گذشت کنیم… من به نوبه خودم این آقایان را می بخشم از شما هم می خواهم ببخشید…

دفتر دادگاه و دادسرا باز است با دلیل وطبق موازین اسلامی رسیدگی می کنیم… در این لحظه گوئی آبی بر آتش ریخته شود زندانی های مضطرب آرام و رنگ به رخسارشان برگشت. خانواده های ایشان که گمان می کردند (مثل اخبار آن روزهای مطبوعات خبر تیرباران سرکردگان رژیم شاه تیتر یک روزنامه ها بود)، لابد تا ظهرامروز حکم اعدام اینها صادر و فورا هم اجرا می شود. برای وداع با پدرانشان آمده بودند… آنها هم آرام گرفتند و نفس راحتی کشیدند.

در میان جمعیت چندنفری (از جمله جناب حاج آقای قلی نماینده محترم دوره دوم اليگودرز که مدتی در ساواک الیگودرز و بروجرد به علت همان مبارزات انقلابی و داشتن اعلامیه و نوار سخنرانی امام (ره) زندانی بودند) برخاستند و به تأسی از شهید صادقی اعلام گذشت کردند…

خلاصه اینکه «ساواکیها» مورد رأفت و رحمت اسلامی قرار گرفتند و با احکامی سبک مثل تبعیدهای کوتاه مدت و … درواقع به نوعی بخشیده شدند.

آیت الله صادقی دو سال بعد در هفتم تیر ماه ۱۳۶۰ شهید شدند ( فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی همراه آیت الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران امام)

دو سال بعد از آن یعنی در سال ۱۳۶۲ شهیدی را در گلزار شهدا تشييع کردند… پدر شهید پشت بلندگو ضمن تشکر از مردم این طور گفت: مردم، همه شما مرا می شناسید؟ من فلانی هستم همان ساواکی معروف! که در سال ۵۸ بجای آنکه مانند هم قطاران خود در دیگر شهرها اعدام شوم، با رأفت اسلامی شهید صادقی در واقع هم خودم هم فرزندانم تربیت شدیم و من تولدی دوباره یافتم و امروز شما به من به عنوان پدر شهید به من تبریک و تسلیت می گویید و من به این مقام افتخار می کنم.

اگر آن روز من اعدام شده بودم، فرزندان من هم یا منافق می شدند یا قاچاقچی یا روانی یا… اما امروز به عنوان بسیجی داوطلب فرزندم به جبهه رفته و همه فامیل ما افتخار می کنیم که در راه اسلام و میهن شهیدی تقدیم کرده ایم. اگر چهار پسر دیگر هم داشتم آنها را نیز به جبهه می فرستادم. این ها اسناد افتخار نظام اسلامی است.

خاطره ای از دکتر محمود صادقی، فرزند کوچک آیت الله شهید صادقی و نماينده مردم تهران كه اخيرا برای دوره يازدهم مجلس رد صلاحيت شده است.

Print Friendly, PDF & Email