شيخ گريان!

نزد امام صادق عليه السلام از عبادت ها و گريه و زهد و شب زنده دارى عابدى تعريف كردند ؛ حضرت فرمود ” عقل” اش چگونه است ؟ عرض كردند : ” كم عقل است!”
حضرت فرمودند هيچ سودى اين عبادت ها و زحمت ها ندارد

در جايي ديگر حضرت يك معيار و آموزه مهم و سرنوشت سازى براى شيعيان شان بيان فرمودند:
“المتعبد بغير علمٍ كالسائر على غير الطريق لايزيده سرعة السير الا بعداً”
( ترجمه: عابد ى كه ” علم ” ندارد (( اين علم همان نورانيت و عقل است)) مانند كسي است كه در خارج از مسير و مقصد گام برمى دارد ؛ وهرچه بر سرعت اش بيفزايد از مسير و مقصد دورتر شده است)

اين روزها مرسوم شده هروقت اين معمم عوام را مى خواهند معرفى كنند به او لقب ” شيخ گريان” مى دهند! ولى همان موقع ها ، خيلى سال ها پيش ، از زبان محمودِ امجدِ اهل الله بارها شنيده ايم كه ايشان بعد از نقل قولى از مرحوم آيت الحق سيد رضاء بهاء الدينى سلام الله عليه انذارمان داده اند كه نبايد گول اين ظواهر را خورد!
ودر ادامه مى گفتند: حجاج بن يوسف سفاك هم خيلى اهل گريه بود ؛ خطبه مى خواند ” خلقتم للبقاء لا للفناء” وبعد هاى هاى گريه مى كرد.
واما ان خاطره اى كه ايشان از مرحوم بهاء الدينى نقل مى كرد:
ايشان مى گويد مدتى در تهران يا يكى از شهرستان ها ( ترديد از بنده است) در مجالس ” اهل بكاء” ( كسانى كه خيلى گريه مى كرده اند بر مصائب اهل بيت ويا خوف و خشيت از خدا اهل بكاء مى ناميدند ) شركت مى كردم ووقتى برگشتم قم رفتم خدمت ايشان ( ايت الحق بهاء الدينى) وشروع كردم به تعريف اين مجلس اهل بكاء! و هنوز سخن ام تمام نشده بود كه ايشان فرمودند: ” گول اين حرف ها را نخور”
البته محمود امجد شيفته اهل بكاء اى بسا در آن لحظه سرد و گرم و متعجب شده بود ولى همان آموزه و زنهار آن ” اهل الله” راه را از چاه بر حضرت امجد مشخص نموده بود.

و همين سلوك و راهيافتگى محمود امجد موجب شد تا هيچگاه گول اين حرف ها را نخورد؛ نه آن هنگام كه احمدى نژاد همه اين قبيل معممان عوام را ” قشو” مى نمود و مركوب خود مى ساخت ونه ان هنگام كه اين معمم عوام پست و منصب دنيوى ارباب بى مروت دنيا را ( يعنى بوق آدينه ) با اشتياق پذيرفته بود تا مگر چند صباحى بيشتر مركوب اهل دنيا شود
حضرت محمود امجد ايشان را طرد كرد ؛ چرا؟
چون برآشفت كه ايا بايد اون هاى هاى گريستن ها و كذا را بايد خرج اغراء به جهل توده عوام متدين كنى و از ظلم و جور بين و آشكار دفاع كنى؟
برخورد حضرت امجد دست پرورده بهاء الدينى ، بهجت و طباطبايي با اين شيخ گريان خيلى سخت و تند بود و حتا در جمع كل فاميل و اطرافيان شيخ جمله اى گفت كه مگر
به گوش شيخ گريان برسد ولى بنده آن آموزه و معيار عرفانى را نمى توانم اينجا بيان كنم چون فوق تحمل و طاقت متديان عوام جامعه امروز ماست
البته بنده آن آموزه عرفانى اهل كشف و شهود را از طريق فرزند ايت الله جوادى به سمع ايشان رساندم وبه جناب حجت الاسلام مرتضى جوادى عرض كردم اين جمله را بى كم و كاست وبى نقطه چين به حضرت آقا منتقل كن چون فقط امثال ايشان قدر و منزلت اين سخن را مى فهمند و قدر مى دانند و ايشان هم قول دادند كه حتما اين كار را خواهند كرد

برگرفته از فیس بوک محمد امجد

Print Friendly, PDF & Email