عدم احرازصلاحیت = عدم احراز مجرمیت!

خدایش رحمت کناد آن نویسنده محترم را که به آخوند بی دین ،لقب بیهمهچیز داد! «بی همه چیز=معمم بی دین و وجدان=دین به دنیا فروش شارلاتان»وقتی می خواهند رعیت را از انتخاب یک رجل سیاسی صالح و صادق و خادم و خیرخواه محروم کنند ، صلاحیت طرف را احراز نمی کنند! و در جواب این اعتراض که :«طبق قانون و اصل برائت ، شما فقط حق دارید عدم صلاحیت کاندیدا را احراز کنید آنهم با استعلام از مراکز چارگانه ‌و نه احرازصلاحیت! (آن‌هم طبق سلائق شخصی کدخداپسند؟!) »پاسخ می دهند:«عدم احراز صلاحیت » شخص به معنای رد صلاحیت نیست! فقط بدین معناست که «ما» (یعنی شش وقیح منصوب سلطان اسلامپناه) نتوانسته ایم صلاحیت ایشان را جهت تصدی “مناصب سلطانی“ احراز کنیم !

بعد مثال می زنند به :« مثل آن که یک مرجع تقلید صلاحیت یک روحانی ولو خوشنام و با تقوا را برای تصدی «وکالت در صرافی » احراز نمی کند و این عدم احراز اصلا شائبه ای در تقوا و دیگر صلاحیت های آن شخص محترم ایجاد نمی کند و مثلا می تواند در یکی از مساجد ، امامت جماعت را تصدی کند و یا مثلا به تدریس و تعلیم طلاب بپردازد ! لذا این اقا اگر می خواهد برای خدا خدمت کند می تواند از طرف سلطان اسلامپناه، یا قاضی جور شود و یا جارچی سلطان صاحبقران ( بوق آدینه) و یا نماینده ولی فقیه در امر ذبح گاو در بلاد کفر و ….. از این قبیل تشریفات سلطانی .ولی وقتی نوبت به “ ازمابهتران“ ای چون اکبر طبری از اهالی طبرستان و رفیق گرمابه و گلستان دو قاضی القضات کفرستان می شود این حضرت اجل صاحب دندان ( محسنی اژه ای) افاضه می فرماید:فساد اکبرخان محرز نبود و از همین رو مُعَزَّز السلطان می نُمود!

خدایش رحمت کناد که به چنین دوالپایان ای لقب بی دهمه چیز داد.منطق “بی همه چیز“ همین استاندارددوگانه است و « الکَیلُ بِمِکیالَین» «عدم احراز صلاحیت صالح و صادق و خادم » جهت تصدی خدمت به کشور و ملت و «عدم احراز فساد طالح و ماکر و خائن»جهت عزل و کیفر و محنت

محمد امجد

Print Friendly, PDF & Email