عشق به خود و عشق به دیگران

✍ مصطفی ملکیان

ایجاد تعادل در حوزه احساسات و عواطف و هیجانات:
در این حوزه استاد تعدادی از موضوعات مهم تر را برگزیده و توضیح داده اند.
عشق و نفرت:
عشق بر اساس متعلَق و بر اساس نوع، اقسامی دارد که البته استاد بدلیل اجتناب از طولانی شدن مطلب از ذکر کامل انواع صرفنظر و به ذکر متعلَق اکتفا فرمودند:
عشق به خدا (۶نوع دارد)
عشق به خود (۳ نوع دارد)
عشق به انسان های دیگر (انواع متعدد دارد)
عشق به طبیعت ( نوع دارد)

در مبحث زندگی فیلسوفانه از عشق به خدا بدلیل اینکه برخی فیلسوفان قائل به وجود خدا نیستند و از عشق به طبیعت بدلیل اینکه در حوزه های فلسفه و عرفان تفاوت چندانی ندارد صرفنظر می کنیم و به بیان عشق به خود و عشق به انسان های دیگر می پردازیم

عشق به خود:
فیلسوف خود را نه فرآورده(دارای هویت پایا) بلکه فرآیند(دارای فرآیند پویا) می داند و لذا دوستی اش فرآیند است نه فرآورده. فیلسوف معتقد است که مواد خام جهت ساختن خودش توسط هستی به او داده شده اما ساختش با خودش است. اولین کسی که بر این باور بود بودا بود و بعد هم اگزیستانسیالیست ها این مرام را پی گرفتند. سارتر می گوید اگر یک فلج مادر زاد قهرمان دوی جهان نشود، نخواسته است که بشود. ضمناً فیلسوف برای اینکه فرآیند خودسازی اش به هدر نرود آنرا مصروف یافتن حقایق می کند. از طرف دیگر، تا آخر عمر نسبت به هر تغییر جدید گشوده است و برای خود شخصیتی نهائی شده قائل نیست.

فیلسوف می داند که فرآیند ها (انسان ها) آمیختگی، همگرائی، واگرائی، جدائی، … دارند و لذا همه فرآیند های دیگر را دوست داشته و ضمناً برای خود مالکیتی نسبت به خود و حقایق قائل نیست. در واقع فیلسوفان اجتماع و اتحاد معنوی دارند. غرفه های وجود فیلسوف به هم راه دارند یعنی اگر به باور خاصی رسید، تاثیر این باور در شئون عملی زندگی اش هویدا می شود.

عشق به دیگران:
با توجه به اینکه چیزی در جهان ثبات و قرار ندارد و عشق هم امری دو طرفه است، یعنی ویژگیهایی در عاشق و ویژگیهایی در معشوق هست که باعث به وجود آمدن هیجان عشق شده، ممکن است این ویژگی ها تغییر کند و عشق دگرگون شود. این دگر گونی ممکن است بصورت تشدید، تخفیف، تغییر نوع، نابودی، … باشد. البته اینگونه نیست که هر عشقی لزوماً دگرگون خواهد شد، بلکه اینگونه است که عشق لزوماً دگرگونی ناپذیر نخواهد بود. گابریل مارسل فیلسوف فرانسوی میگوید که وفاداری در عشق معنا ندارد.

عشق فیلسوفانه به دیگران دارای ۳ ویژگی است:
از یاد نبردن و انجام وظیفه اخلاقی نسبت به معشوق. این علامت عاشق است چون مصلحت معشوق را مد نظر دارد. [ دادن خوبی]
بردن حداکثر خوشی و لذت ممکنه(در دایره اخلاق) از حضور معشوق. [گرفتن خوشی]
فراموشی مطلق نسبت به معشوق از کف رفته. آنهایی که با از کف رفتن معشوق جزع و فزع می کنند، بندهای اول و دوم را به جا نیاورده اند و لذا پشیمانی و حسرت می خورند.

درسگفتار زندگی فیلسوفانه ، استاد مصطفی ملکیان

Print Friendly, PDF & Email