فرار از منطقه مرزی

فرار از منطقه مرزی (در حاشیه برنامه پرگار در باره همجنسگرایی)/ رضا علیجانی https://t.me/rezaalijani41
جدا از هرگونه ارزش داوری در باره طرفین بحث، این مناظره از منظر روش شناسی حائز اهمیت است. یک طرف از موضع سنتی و نقلی و طرف دیگر از موضع مدرن و عقلی بحث می کند. اما طرف سنتی می خواهد گفتار خویش را با عقل و جهان جدید هم تطبیق دهد و طرف مدرن تلاش می کند با متن مقدس نیز همآوایی داشته باشد.
در این نقطه مرزی طرف سنتی شفاف تر عمل می کند و پنهان نمی کند که هر گاه ارزش های جهان مدرن با نص تعارض داشته باشد طرف نص را خواهد گرفت و به ناتوانی های عقل اشاره می کند. اما طرف مدرن از ابتدا تا پایان بر روی این نکته کلی می ایستد که چون خداوند حرف غیرعادلانه نمیزند پس اگر متنی چنین بود باید تفسیری مطابق با عدالت (و عقلانیت) از آن بدست داد و ابا دارد که وارد مناطقی شود که «نص» آشکارا ظهوری غیرعادلانه و غیرعقلانی (از زاویه مدرنی که او از آن منظر می نگرد)، دارد. وی با فرار از نقطه نزاع سعی می کند بگوید اگر تفسیر من را نپذیرید در جای دیگری دچار مشکل خواهید شد. مثال های درستی هم می زند و به سراغ برده داری و نقض حقوق زنان می رود. https://t.me/rezaalijani41
یک مشکل بنیادی در متدلوژی اسلام شناسی نراقی تلاش ناکام برای توجیه متن و پرهیز از ورود به بحث تاریخیت آن است. همین مشکل به صورت وارونه ای در نگاه مشکور وجود دارد. نراقی سعی می کرد داستان لوط را با تفسیرهایی متکلفانه، با عقل و عدل انسان امروز منطبق کند و مشکور به درستی ضعف ها و تناقض های او را نشان می داد. همان گونه که وقتی مشکور سعی می کرد…(بقیه در متن کامل مقاله)
این بحث نیاز به یک منطقه بی طرف مرزی برای سهولت تبادل داشت: سرزمین «تاریخ» و تغییر تبیین ها و ارزشها در روند طولانی آن.
تجربه بخشی از نحله های نواندیشی دینی برای توجیه و تفسیر علمی و عقلی برخی مفاهیم و احکام نهفته در متن تلاشی ناکام بوده است. به گمان من؛ روش علمی و عقلی که هم تا سرحد امکان مقید به واقعیت عینی (در اینجا متن، طبیعت و تاریخ) و هم تا حد توان دارای انسجام و استحکام باشد، «رویکرد تاریخی» است. پیامبران نیز در چارچوب زبان قوم زیسته و سخن گفته اند. https://t.me/rezaalijani41
همان گونه که مسطح بودن زمین و ثبات آن و گردش خورشید و یا طبقات هفتگانه آسمان براساس ذهن و زبان زمانه آمده است (البته نه به عنوان جهان شناسی، که کارویژه ادیان نیست؛ بلکه برای طرح نگرش دینی و توحیدی به هستی، نظم جهان، مسئولیت انسان، فرجام نیک و بد اعمال، قدرت و دست بالاتر خداوند نسبت به ستمگران)، به همین شکل مناسبات برده داری و قواعد تبعیض آمیز در مورد زنان نیز نه برای جاودانه ساختن آنها بلکه خود حاوی رفرم هایی اساسی بوده در «جهت» نفی تبعیض و عادلانه تر کردن زندگی آدمیان. نه ذهن انسانها را می توان یک بار و برای همیشه خالی از خطا و اشتباه در رابطه با هستی و عالم کرد و مملو از درستی و واقعیت و نه زیست جمعی شان را می توان در یک لحظه تاریخی متوقف ساخت و یک بار برای همیشه نظم نوین عادلانه ای را جایگزین کرد. از این منظر «وحی» نیز معنایی تازه می یابد و بیشتر یک «اتصال» خواهد بود تا «ارتباط». لینک برخی بحث های تفصیلی ام در باره نکات ذکر شده در این نوشتار را در پاورقی خواهم آورد.
بر اساس «نگاه تاریخی- الهامی» به متن؛ آن چه در متن برتری دارد «جهت» و سمت وسوی فکری- اجتماعی اش در عالمانه و عاقلانه کردن تفکر انسانها و عادلانه کردن زندگی آنان در همان بستر تاریخی است. https://t.me/rezaalijani41
متون مقدس برای انسان امروز (نه برای انسان دوران خویش)، حالت «دوصدایی» دارد. صدایی که انسان امروز را نیز به آگاهی و علم و عقل و برتر دانستن ارزشهای عادلانه و اخلاقی می خواند و صدایی مغایر آن. صدای اول صدای جاودانه و راهنمای متن است و صدای دوم صدای برخاسته از تخته بند تاریخی آن.
متن خود مخاطبش را دعوت کرده که علاوه بر کتاب خدا به کتاب طبیعت (بیرون و درون خویش) و کتاب تاریخ نیز مراجعه کند و «آیات» را در آنها نیز ببیند و راهنمای خویش قرار دهد و توصیه های مکرری در به کار گیری «علم» و «عقل» و «سیر در آفاق و انفس» کرده است. بدین ترتیب خود اولین مخالف «تک منبعی» و متن محوری بوده است. و این مشکلی است که در بحث آقای مشکور هویدا بود.

Print Friendly, PDF & Email