فرجام نخبگان معاصر ایران

فرجام نخبگان معاصر ایران اغلب از دو راه بیرون نیست:
آزاده و آواره بنابراین محروم و منزوی، یا
برخوردار و مفتخر به عنوان پدر فلان پدیده، فلان نهاد، فلان مکان، فلان مقام …

این فقره دوم گاه به تنگنا می‌کشید و فرزانه قصه ما از بیم نقصان اُبُــوّت، باید جایی، چیزی، پستی را با درازدستی از خزانه ملت و برسبیل فُـتوت ! بنا می‌کرد یا با تصرف عنوانی متروک و سرقت شهرتی مهجور، حشمتی دست وپا می‌کرد تا مبادا نکبتِ سترونی دامن او را بگیرد و فرزندان و نزدیکان نتوانند به بارآوری آن تُحــفه فحل در پیش چشم خلق مباهات کنند. و شاهدیم چه مایه عناوین بی‌پایه که مُد نمی‌شود چون: پدر گل گاو زبان کوهی، پدر دمنوش بادجوش، پدر ذکر معطر، پدر فکر مشجـر، پدر کشک ُمقطر و …

اخیرا پدیده “شهوت عنوان”ِ این فحولِ مُعَـنونِ ما، به دامن مشاهیر مغرب زمین آویخته و گاهی می‌شنویم “فلانی کانت ایران است” و فلانی هگل ایران و فلانی اسپینوزای این قوم بخت برگشته و دریدای امت همیشه درصحنه و …
دقت کنید، ما المثنای بوعلی و غزالی و مولانا و رازی و خیام یا حتی خاوریان مشهور چون بودا و کنفوسیوس و لائوتسه و گاندی و … نداریم، همه پدران فضایل و معارف وطنی، تالی تلو حکمای مغرب زمین‌ند و بس !

حقوق و حرمت شایستگان فروتن و گریزان از نام و نان و عنوان، البته محفوظ و شان ایشان اجل است.

برگرفته از فیس بوک رضا بهشتی معز

Print Friendly, PDF & Email