فرقه خشمگين ها (۱)

محمد امجد:

فرقه_خشمگين_ها؟ يا جبهه_مشاركت؟ مسئله اين است!

جبهه مشاركت و انتخابات مجلس ششم كرمانشاه! ( در استقبال ناگفته هاى سعيدشريعتى والباقى قضايا!)

امروز دوست عزيزى ، نوشته سعيدشريعتى عزيز را همراه با سوالى براى بنده فرستاد واينكه بنده هم در همان انتخابات مجلس ششم به درخواست و توصيه جناب كروبى كانديداى غريب اى بودم كه هم “جبهه موضوع دفاع سعيد شريعتى ” عليه بنده سم پاشى مى كرد و هم اداره اطلاعات كرمانشاه!
واز بنده خواسته بود قدرى راجع به بداخلاقى هاى آندوره بنويسم!
بنده هم اطاعت امر حضرت دوست نمودم واينك اشاره اى مختصر به برخى از ماجراهاى آن ايام!

….درجلسه اى خدمت آقاى كروبى بوديم كه ايشان با ذكر مقدمه اى كوتاه ،اشاره به خطير بودن انتخابات ششم داشتند واينكه عصبانى! هاى همه گروه ها و احزاب به ميدان آمده اند جهت فتح_مجلس!
منظور ايشان را فهميدم ولى چون با وضع و حال مجلس ( از قبل از كانديداتورى تا كسب راى و فتح ! سنگر بى خاصيت مجلس )آشنايي داشتم ، اظهار بى رغبتى نمودم و جلسه خصوصى آن روز به خير و خوشى تمام شد .
همينجا ، در توضيح تعبير عصبانى_ها عرض كنم كه منظور ايشان عصبانى_ها از دست خاتمى!، عصبانى_ها از دست مرحوم هاشمى رفسنجانى! و عصبانى_ها از دست آقاسيدعلى خامنه اى! بود و بزودى در مواجهه با اين عصبانى_ها به حقانيت تعبير جناب كروبى پى بردم و احسنت گفتم ! باز همينجا با اشاره به حديث المومن_مكَفَّر عرض كنم كه جناب_مهدى_كروبى_فرزند_احمد ، مُكَفّر( قدرناشناخته) است آنهم توسط همه جريان هاى سياسى بمافيه مشاركت و آقاسيدعلى خامنه اى! سوگمندانه،هردو حزب مورد اشاره، عليه ايشان اجماع_مركب دارند؟!
بعدا توسط يك روحانى محترم ، مجددا توصيه و دعوت ايشان را دريافت كردم و اين كه از الان فلانى كانديداى مجمع_روحانيون_مبارز است و……
بنده اول با پدر ، استاد و مرادمعنوى خودم مشورت كردم و ايشان اول زنگ زد به مرحوم آيت_الله_حاج_آخوند و همينكه با استقبال فورى آن عالم وارسته كرمانشاه مواجه شد به بنده فرمود :
مخالفتى ندارم ! ولى در محيط كرمانشاه از من كسى توقع نداشته باشد تبليغ فرزند كنم!
بنده باز براى فرار كردن از اين بازى_كثيف_انتخابات متوسل به استخاره شدم! ايشان هم پذيرفت و استخاره كرد و جواب هم “خيلى خوب” بود! البته جواب استخاره (همانگونه كه خود بنده و ايشان هم پيش بينى مى كرديم ) به معناى راى آوردن نبود! ولله الحمد كه شائبه نشستن بر كرسى حقير مجلس هم در ميان نيامد ! همين استقبال آيت الله حاج آخوند و همين موافقت پدر و مراد معنوى و همين استخاره موجب شد بنده غريبانه رهسپار كرمانشاه شوم
بى_عِدّه_و_عُدّه!

Print Friendly, PDF & Email