فضیلت اخلاقی احسان

مصطفی ملکیان

احسان دیگران را مثل خود دیدن است یعنی اگر همانطور خودم مثلا یک لباس نداشته باشم و درصدد برمی‎آیم که برای خودم آن لباس را تهیه کنم در مورد شما هم همینگونه باشم و چنین احساس کنم که لباس نداشتن شما لباس نداشتن خود من است و درصدد تهیه لباس برای شما باشم یا مثلاً وقتی شما سیلی ای خورده اید، گویا من سیلی خورده ام و وقتی به شما ظلمی شده، گویا به من ظلم شده است.
دو نکته در باب احسان واجد اهمیت است:

۱- انسان همواره در طول زندگی خود، برای خودش درد و رنج هایی را می پذیرد تا به لذت هایی پایدارتر و ژرف تر برسد. مانند درد و رنج بیدار ماندن در شب امتحان. در مورد دیگران نیز باید اینگونه در نظر گرفت. یعنی اگر من اهل احسان باشم برعهده ام نیست که تمامی درد و رنج های شما را را از بین ببرم کما اینکه در مورد خودم نیز اینگونه نیستم که همه درد و رنج ها را از خودم برطرف کنم. پس ما در احسان بایستی از هر نوع احساساتی گری برحذر باشیم. بنابراین احسان منافاتی با احساسات زودگذر مخاطب ندارد.

بنابراین احسان را نباید با مفاهیم دیگری مثل:تن پرورده کردن دیگری،لی لی به لالای دیگری گذاشتن و… اشتباه گرفت. در احسان باید انسان منفعت دراز مدت طرف مقابل را در نظر بگیرد و نه منفعت کوتاه مدت او را. به عبارت دیگر احسان رعایت مصالح و مفاسد دیگران است و نه خوشایند و بدایند آنان. احسان یعنی دیگران را مانند خود دیدن و همانطور که من در تعارض میان خوشایند و مصلحت، مصلحت خودم را در نظر می گیرم، مصلحت دیگری را نیز رعایت نمایم.

۲- باید دقت کنیم که داوری های اخلاقی ام درباره خویشتن به اطلاعاتی که حین عمل داشته ام بستگی دارد.مثلاً اگر من گمان میکنم که غذای خاصی برای فرزندم مضر است. در این باب بایستی جستجوی لازم را برای گرفتن اطلاعات انجام دهم تا اطلاعات کافی و درست را در این باب داشته باشم که نهایتاً اطلاعات غلط در اختیار فرزندم قرار ندهم. دادن اطلاعات غلط بدون جستجوی کافی با فضیلت احسان منافات دارد.

حیات طیبه

Print Friendly, PDF & Email