ما همه به اخلاق محتاج‌تریم تا دانستن مساحت گردو !

رضا بهشتی معز

گرایش اعتقادی، عقلی و مناسبات علمی هرکس در نوع سلوک، مشی عملی و رفتار اجتماعی او موثر است اما بنظرم با همه تعلقات ذهنی متفاوتی که افراد می‌توانند داشته باشند، گشودگی نسبت به دیگران و التزام به مبانی اخلاق یونیورسال (رذایل و فضایل عام) یک اصل اگزیوماتیک و پایه است که فراتر از هر گرایش علمی و اعتقادی می‌ایستد. اینکه آدمی اهل ادعای علمی یا باور اعتقادی خاصی باشد و دیگری را بی‌اعتنا و انعطاف به همان چوبی براند که نظام دگماتیک ذهنی او حکم می‌کند اولین نشانه رفتار غیرعلمی یا باور سکتاریستی و البته خطرناک است.
فراوان دیده‌ایم و شنیده‌ایم دانشوران و عالمانی که از منظر سلوک اخلاقی و رعایت حدود و حقوق دیگری سراپا خسارت‌ند (از خانه گرفته تا غریبه). عفونت اخلاق فاسد این افراد از دور مشام آزار است آنقدر که نسبت به دیگران داوری‌های یاوه، مغرورانه، تحقیرآمیز، ناسپاس، شیطنت‌آلود، دور از انصاف و خارج از آداب می‌پراکنند. این فرومایگی اخلاقی ریشه در شرایط بد تربیتی و نظام سلوکی این افراد دارد و دانش و ادعای علمی هم محملی است برای تظاهرات روحی آن کاستی‌های تربیتی و محیطی. دانش آلوده ایشان هم با همه سروصدا مایه سعادت و برکتی نیست. مدام احکام قاطع تحقیرآمیز صادر کردن که این چنین و آن چنان، فلان بیسواد است، فلان بلد نیست، وقس … حکایت از مسکنت‌های روحی و شخصیتی میکند. تمیز میان فرمالیسم اخلاقی و واقع‌گرایی هم با رعونت، نخوت و گستاخی میسر نمی‌شود. تفصیل این بحث بماند.

با این مقدمه، پریروز دیدم یک نویسنده خوش‌ذوق (سهند ایرانمهر) یادی از آمیرزا جواد تهرانی (زادهٔ ۱۲۸۳ تهران و درگذشتهٔ ۱۳۶۸ مشهد) کرده است، حیفم آمد که من بشکرانه درک مکرر محضر او یادی نکنم. اینکه او عرفان ستیز بود یا فلسفه خوانده بود ولی از زمره حکمای معقول نبود یا از بزرگان مکتب تفکیک و شاگردان میرزا مهدی اصفهانی بود و هزار نقد و قدح هم بر آرای تفکیکیان برود، یا ما موافق مشرب اعتقادی او نباشیم هیچ از ارزشهای اخلاقی و سلوکی میرزا کم نمی‌کند. زمانه ما اگر ده تا میرزا جواد با فهم معاصر داشت وضع ما این نبود، اینها را باید به جوانترها گفت و تکرار کرد تا خیال نکنند که ما همیشه اینقدر از نظر اخلاقی مسکین بوده‌ایم.
خاطراتی از او هست که می‌توانید در وب بخوانید.

Print Friendly, PDF & Email