محضر انور دکتر حسن روحانی

احمد الله عَلی مَعدِله السلطانی
محضر انور دکتر حسن روحانی

خانِ بِن خان و شَهَنشیخِ شَهَنشاخ نژاد
معتدل مردِ کویری نَسَبِ سمنانی

غبغب و چانه و لُپ ناز و مَحاسن پُرپشت
گونه از تابش انوار خدا، نورانی

یعلم الله که بدان تیپ و بدان چهره شاد
سخت می‌زیبد اگر جان زنانش خوانی

شیخنا درد دل مختصری آوردیم
بعد یک عرض سلام و ادب طولانی

مدتی هست پیامک نزدی جانب ما
حال و احوال؟چطوری؟چه خبر؟میزانی؟

ای بنفش آمده، هرگز نرسیدند به تو
دولت احمدی و خاتمی، رفسنجانی

گرچه رفتند به یاد تو قدح می گیرند
بُعد منزل نبود در سفر استانی

آن مواعید که دادی همه رفت از یادت؟؟؟
وآن مواعید چه بودند، خودت می دانی

باد کردند رفیقان ز خوشی های مدام
وز خوشی داخل شلوار رفیقان جا نی

وآن کلاهی که نهادی به سر ما ز کَرَم
در پس معرکه مانده ست و هوا طوفانی

آنچه دادند سوارش بشوی نیسان نیست
روز و شب گاز مده جانب نافرمانی

چپ نشان می دهی و راست برون می آری
راست می سازی و آنگاه به چپ می رانی

مردم چشم تو می گشت و به مردم می گفت
مشکلی نیست دراین شهر، بجز آسانی

خویش را بابت خلق اینهمه آزار مده
لایقت نیست پسر اینهمه سرگردانی

اینقدر فکر ضعیفان وطن نیز نباش
فرصت عیش نگهدار و بزن قلیانی

بله کمبود زیاد است و کسی منکر نیست
شهر پوسیده، وپوشیده شد از عریانی

سفره ها آب اگر رفت بگو تا برود
آب هم هست خودش مایه آبادانی

ای برآیند صفت های مسلمانی خلق
ذات عریان شده خصلت هر ایرانی

بنشین چای بریزم بخوری تازه دم است
بنشین برتو بخوانم غزلی عرفانی

جواد نوری

@sharashoobam

Print Friendly, PDF & Email