مولانا و مهاجرت

خلاصه سخنرانی مصطفی ملکیان در نشست «مولانا و مهاجرت» در همایش مولانا، رسول آفتاب (شهر قونیه)

الف) معنای مهاجرت: سفر از جایی به جای دیگر که وضع مطلوبی دارد.

ب) انواع سفر
۱- سفر افقی یا رو به جلو
۲- سفر عمودی و رو به بالا

مهاجرت مولانا در واقع مهاجرت رو به بالاست.

ج) مهاجرت مولانا از خودهای دروغین به خود واقعی است.
خودهای دروغین: بدن، ذهن، نفس، ملت، دین، ثروت، قدرت، شهرت، احترام و آبرو
اما خود واقعی چیز بی صورت و بدون تعیُّن است.

اما این مهاجرت از خودهای دروغین به خود واقعی مستلزم ده مهاجرت کوچک است:

۱- سفر از خود پرستی به حق پرستی است. (سفر از خوشایندهای شخصی به آنچه که اقتضای حقیقت است)
۲- سفر از بت پرستی به خداپرستی است. (هیچ چیزی مساوی با خدا نیست. “عقیده به خدا”، “کلمه الله”، “دین” و… هیچیک خدا نیست.باید تنها و تنها الله را پرستید. )
۳- مهاجرت از “دلبستگی” به “عشق” ( در دلبستگی تو را برای خود می خواهم اما در عشق خودم را برای تو می خواهم.)
۴- مهاجرت از تقلید به تحقیق (مهاجرت از زندگی عاریتی به زندگی اصیل)
۵- مهاجرت از تنگ نظری به گشاده دلی.
۶- سفر از عنان گسیختگی به کفّ نفس (تنگ کردن دایره مأذونات در برابر دایره ی مقدورات)
۷- سفر از نظرورزی به عمل ورزی( دنبال سوالاتی باید رفت که در عمل زندگی ما را دگرگون می کند.)
۸- رویگردانی از جزء به کل (روی نیاز را از جزء به کل هستی متوجه کنیم)
۹- سفر از احساسات و عواطف منفی به احساسات و عواطف مثبت (توکل، تسلیم، شکر، رضایت و شادی در نظر مولانا مادر همه احساسات است)
۱۰- سفر از توهّمِ کمال به کمال (اینکه توهّم کنیم ما کاملیم و نیازی به حرکت نداریم؛ بلکه انسان باید دنبال کمالی که مقدور خودش است، باشد.)

برگرفته از کانال تلگرامی استاد مصطفی ملکیان

@souroshmolana
@mostafamalekian

Print Friendly, PDF & Email