نقش نیّت در عمل اخلاقی

مصطفی ملکیان

اگر نيت در عمل اخلاقي تأثير داشته باشد و بدون آگاهي از آن نتوان داوري اخلاقي كرد چيزي كه اهميت مي‌يابد اين است كه خوب و بد خود نيتها به چيست؟ مثلاً آيا مهربان كردن انسانها نسبت به يكديگر خوب است يا بد؟ حساس كردن آنها نسبت به هم چطور؟ مثلاً در تعليم و تربيت گفته‌اند بايد كودكان را نسبت به درد و رنج ديگران حساس كرد تا كمتر سنگ‌دل شوند. اما دو دهه‌اي است كه در اين سخن ترديد كرده‌اند، چراكه مثلاً كودك تا پيش از اينكه به درد و رنج ديگران حساس شود به‌راحتي غذاي خود را مي‌خورد، اما از وقتي حساسيت پيدا كرده است موقع خوردن غذا تماماً به فكر ديگران است كه آيا آنها هم غذا دارند يا نه. من مدعي نيستم كه بتوانم جواب اين سؤال را بدهم. از اين‌رو در اين بحث بيشتر به سوي سلامت روان ميل شده است، يعني گفته‌اند هرچه نيتي بيشتر بتواند سلامت روان ايجاد كند نيت بهتري است.

نكته ديگر اين است كه اگر انسان نيت نداشته باشد «ضعف اراده» پيدا مي‌كند. طبق يك نظريه، كه از مهمترين نظريات و مورد قبول خود من هم هست، ضعف اراده حال رواني كسي است كه هدفش از خودش نجوشيده و از بيرون به او تزريق شده است و به نظر ارسطو و ارسطوييان مهمترين عاملي كه انسان اخلاقي عمل نمي‌كند همين ضعف اراده است. از اين‌رو، در تعليم و تربيت آنچه مهم است اين است كه اهداف، به تعبير مولوي، بربسته از ديگران را به اهداف بررُسته افراد تبديل كنيم و تنها راهش هم اقناع است، يعني استفاده از قدرت باورآفريني. در اينجاست كه به قول راسل اگر مي‌خواهيد مخاطب خود را به انجام كاري سوق دهيد سه راه در پيش داريد: اول استفاده از نيروهاي باوراننده است، كه فقط از قدرت استدلال استفاده مي‌شود؛ دوم اگر نتوانستيد از نيروهاي باوراننده استفاده كنيد، از نيروهاي انگيزاننده استفاده كنيد، يعني نظام پاداشي‌ـ‌جزايي؛ و سوم نيرواي وادارنده است.

راه دوم و سوم هدف را بيروني مي‌كنند و فقط راه اول است كه هدف را دروني مي‌كنند؛ به اين كار در روانشناسي مي‌گويند فرايند تصاحب، يعني تبديل باوري بيروني به باوري دروني، تا قبل از اين باوري در كسي نبود و تنها به دليل اينكه افكار عمومي، مدهاي فكري زمانه، رسانه‌ها جمعي، گروههاي مرجع و معلمان و مربيان از او خواسته بودند او از آن پيروي مي‌كرد، اما از اين به بعد چون خودش مي‌خواهد از آن پيروي مي‌كند. اگر باوري دروني شد انسان در انجام اعمالي كه به مقتضاي آن انجام مي‌دهد خستگي‌ناپذير مي‌شود، از اين لحاظ تبليغات هيچگاه نمي‌تواند جايگزين اقناع شود. البته اينكه بتوان از راه اقناع باوري را در كسي آفريد كار ساده‌اي نيست.

روانشناسی اخلاق | صفحه ۱۸۰ و ۱۸۲

Print Friendly, PDF & Email