هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد

عمیقترین نوع بی ثباتی چیزی است که در بیان عیسی در انجیل آمده و آن این است که تو همه ی چیزهایی را که میخواهی به دست بیاروی برای این میخواهی که از طریقش به آرامش برسی ولی تا سعی میکنی نگهشان داری،آرامشت را از دست میدهی.این دیگر بدترین وضعی است که ممکن است پیش بیاید.در حقیقت،دلیل اینکه من وشما ثروت و شهرت میخواهیم این است که فکر می کنیم از طریق آن به آرامش می رسیم اما پارادوکس داستان اینجا است که اگر بخواهیم حفظشان کنیم آرامشمان را از دست می دهیم؛وقتی هم به آنها بی اعتنا می شویم آرامش به دست می آوریم:

جمله ی بی قراریت از طلب قرار توست طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

در اینجاست که به این جمله ی حضرت عیسی میرسیم که عارفان والهی دانان مسیحی از دل آن اخلاق و الهیات عملی زیادی استخراج کرده اند:«هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد.»ما به دنبال ثروت می رویم برای اینکه به آرامش برسیم بعد می بینیم اگر بخواهیم ثروتی را که به دست آورده ایم نگاه داریم آرامشمان را ازدست می دهیم.پس باید ثروت را رها کنیم.اگر اینگونه است چرا چیزی را که از اول باید رها شود بگیریم؟پس باید با ثروت مسامحه آمیز رفتار کنیم.(فرض کنید من یک میلیون تومان پول در جیبم داشته باشم و شما هم یک میلیون تومان داشته باشید اما شما به یک میلیون تومانتان بی اعتنا باشید:شما راحت سوار تاکسی و اتوبوس می شوید و درپارک روی چمن دراز می کشید؛اما من چون ثروتم به جانم بسته است روی چمن دراز نمی کشم و سوار تاکسی و اتوبوس نمی شوم تا آن را از جیبم ندزدند.چون شما به آن یک میلیون تومان علقه ندارید آرامش دارید.اما وقتی به آن علقه داشته باشید آرامشی ندارید و به همین دلیل است که بین دو آدمی که یک میلیون تومان در جیب دارند یکی خوب به خواب می رود و دیگری تا این پول را به جایی نرساند و دستش را به جایی بند نکند خواب به چشمش نمی آید.)

مصطفی ملکیان،کتاب زمین از دریچه آسمان،صفحه ۱۳۷،انتشارات سروش مولانا

Print Friendly, PDF & Email