واگویه‌ها و نجواهای امروز شهر

دکتر صدرا خالقی(حقوق‌دان):
چند روز است در همه واگویه‌ها و نجواهای شهر نام محمد علی نجفی هست… واکنش‌ها یک به یک کنار هم نشستند و ثبت شدند و بیش از آن که حکایت از ماجرای او کنند، حکایت کردند از چیستی شرم آور ما! همه‌ی ما! از توییت و تیتر روزنامه هم حزبی‌ها که نیش حسادت از آن بیرون زده بود تا رتبه اول تهوع آورترین نوشته‌ها و گفته‌ها که مثل همیشه تعلق گرفت به اصول فروشان…! از جشن و پایکوبی صدا و سیما و فشنگ‌شماری خبرنگارهایش تا صدور نیم روزه‌ی !!نظریه پزشکی قانونی و آزادی دسترسی به آلت قتل!! و برداشته شدن سخاوتمندانه تمام محدودیت‌های مرحله سری !!! تحقیقات مقدماتی … و البته پلشتی و بی رحمی و کم خردی و سرعت این جماعتی که ما باشیم در قضاوت…در قضاوت…
و نترسیدن عجیب ما از روزی که
نهان کرده‌های‌مان و نهان داشته‌های‌مان آشکار شود… و بی باکی خیرہ سرانه‌ی ما بر زمین خوردگان و بی دفاع ماندگان … اما دست کم برای من، خاص‌تر دو نکته بود:
نخست؛ سرنوشت غم‌بار حکومتی که با ادعای گزاف اصلاح آدم‌ها آمد و کارش شد کشاندن و هل دادن آدم‌ها به چاه ویل خطاهای ناگزیر انسانی برای این که بردگان بهتر و بی دردسر تری داشته باشد! (كاش
راز تملق گویی چاکران و سکوت
عالمان، این گونه آشکار نمی‌شد!)
دوم؛ تماشای آدم‌هایی که همه حقارت و ای بسا حسادت خود را پشت سر تکان دادن‌های مشمئز کننده و طلب عاقبت به‌خیری کردن‌های پیروزمندانه! مخفی می‌کنند… البته که در کنج عافیت نشستن یا طوق چاکری به گردن انداختن هم انتخابی است برای خودش! که صد البته می‌تواند تضمین سر سالمی باشد که به گور می‌رود! ولی قطعا حسن عاقبت، تعریف دیگری دارد!… رها کنیم این بازی‌ها را…
و راستی که انسان چه مکرها که با خودش ندارد!… هراسی ندارم از این‌که بگویم امید فراوان
دارم که حضرت وفي العهد ، این سرمایه انسانی، این مرد را که یک روز پای دانشگاه ایستاد و از پیگیری پرونده بورسیه‌های
کثیف کوتاه نیامد و یک روز پای مردم ایستاد و پرونده فساد قالیباف را پیچید و به چشم بی دادگستری فرو کرد، بار دیگر
به سر صدر نشاند» … شاید او وسیله‌ای باشد برای انداختن نور به زوایای دیگری از این تاریک‌خانه دهشتناک…

برگرفته از کانال اینستاگرام دکتر صدرا خالقی

Print Friendly, PDF & Email