امويان از معاويه تصوير رابين هودی ارائه می كردند

غلامرضا ظريفيان در نشست «از حكومت علوي تا حاكميت اموي»:

ريشه حاكميت اموی در اشتباهات و انحرافاتی بود كه در دوران خلفا رخ داد.

در فتوحات خارج از حجاز، مسير توزيع ثروت در جامعه اسلامی تغيير كرد.

تنها فردی كه به سيره و روش پيامبر وفادار بود، امام علی بود.

فتوحات، مفهوم رحمانی اسلام و مفهوم مساوات و عدالت اسلامی در توزيع بيت المال را به حاشيه راند.

فتوحات ظرفي بود كه بنی اميه پايه های خود را درون آن گذاشت.

اينكه خليفه دوم، سوم و چهارم ترور مي شوند، ناشی از وجود ناهنجاری در جامعه اسلامی است.

تبديل اسلام حقيقت به اسلام قدرت، بزرگترين انحراف بود، حقيقتی كه بايد از فيلتر مشروعيت مردمی و عدالت عبور می كرد تا به قدرت تبديل شود، توسط اموی ها به اصالت قدرت تبديل شد كه همه حقيقت ها، اخلاقيات و عدالت بايد به پای آن قربانی می شد.

«فقه الغلبه»، ركن مشروعيت بخشی به قدرت بود در حالی كه قرآن، حتی برای پيامبر، سيطره و جباريت را قائل نيست.

نظام اموی، يك نظام توتاليتر است كه قدرت را مقدس و محور می كند و برای آن خون حسين را می ريزد، حرمت جان و ناموس مردم مدينه برداشته می شود و كعبه به آتش كشيده می شود.

امويان، از معاويه تصوير رابين هودی ارائه می كردند كه در پی عدالت است اما از دل اين رابين هود، هزاران رابين سود و منفعت طلب درآمد.

خشونت و ترور مخفيانه ویژگی دوران معاويه و خشونت آشكار ویژگی دوران يزيد و حجاج است و همین مخالفين بنی امیه يعنی خوارج و زيديان را به خشونت سوق داد.

تئوری جبر و مرجئه مورد استقبال بنی اميه قرار گرفت كه پايه گذار حكومت اشاعره شد؛ چراکه فقط با جبر می توان جنايت را توجيه كرد و اقدامات غيراخلاقی را بعنوان قضای الهی جا زد.

مرجئه ايمان و عمل را از يكديگر جدا كردند و گفتند حاكم می تواند هزاران فسق داشته باشد اما اميد به رحمت هم داشته باشد.

ادبيات معاويه و يزيد سرشار از مفاهيم دينی است كه مسائل جامعه را به خدا ارجاع می دهد.

بردگی هم يكی ديگر از اركان اموی است كه برايش فقه و توجيه شرعی هم درست كردند و ايرانيان و حتی عرب را به بردگی كشيدند و يزيد در واقعه حره از مسلمانان بيعت بردگی گرفت.

امر به معروف و نهی از منكر را امويان تبديل به حسبه كردند و بجای اينكه مردم بر حكومت نظارت داشته باشند، حكومت شروع به نظارت بر مردم كرد كه برخلاف روح امر به معروف و نهی از منكر در دوران پيامبر و اميرمومنان بود.

دوگانه سازی بين خودی وغيرخودی براساس قبول داشتن حكومت در دوران امویان ايجاد شد.

بني اميه روح اسلام را گرفتند و در پوسته آن روح اشرافيت، ثروت اندوزی و قدرت محوری را ریختند.

سب و لعن علی، مساله شخصي نبود بلكه نفی یک مدل حاكميتی متفاوت بود.

طاغوت بجای توحيد، مدح بجای نقد، تكفير بجاي حفظ كرامت، تظاهر و ريا بجای اخلاص و تواضع و قدرت مداری بجای حقيقت مداری از ويژگی های اسلام اموی بود.

Print Friendly, PDF & Email