به مناسبت روز معلم

منش و شیوه مصطفی ملکیان در دوره تدریس

✍مصطفی ملکیان

هیچ گاه حضور و غیاب نمی کردم

از سال ۱۳۶۵ كه وارد دانشگاه شدم، چه زمانى كه در مقطع ليسانس تدريس مى‏كردم چه زمانى كه در مقطع فوق ليسانس تدريس مى‏كردم و چه الان كه چند سال است در مقطع دكترى فقط درس می دهم هيچ گاه حضور و غياب نكردم، هرچه قدر دانشگاه پافشارى مىی كرد، مىی گفتم ؛ من اهل حضور و غياب نيستم. استدلال من اين بود كه اگر درس استاد جذابيت علمى يا معنوى براى دانشجو داشته باشد حضور و غياب هم كه نكنى دانشجو مى‏ آيد. درس يا بايد جذابيت علمى داشته باشد يا معنوى و اگر اين جذابيت را نداشته باشد با زور حضور و غياب فقط مى‏توانيد بدنش را بياوريد بدون اينكه استفاده علمى و معنوى ببرد.

فاصله ایجاد نکردن بین استاد و دانشجو

اگر حمل بر خودستايى نباشد من تا الان كه در دانشگاه تدريس كردم و در خدمت شما هستم حتى يك كيف معمولى، يك كيف سامسونت دستم نگرفتم، با اينكه خود شما هم مى‏دانيد كه امروز يك دانشجوى دوره ليسانس هم كه يك جوان هيجده نوزده ساله است با كيف سامسونت سر كلاس مى‏آيد. مى‏گويم يك كيف سامسونت هم يك فاصله ايجاد مى‏كند. وقتى دانشجو اين را مى‏بيند احساس مى‏كند كه انگار معلم ما، مثل خودمان نیست.

تأثیرات منفی تکبر استاد
من بارها و بارها گفته‏ ام ما كه نمى‏توانيم تمام عالم و آدم را مرفّه كنيم، فقر مادى كه ريشه كن كردنى نيست، لااقل كارى كنيم كه فقر براى فقير قابل تحمل شود. استادى كه از اول با تكبر سر كلاس مى‏رود فاصله ايجاد مى‏كند، شما وقتى جلوى شاگرد بلند شويد، وقتى ابتداء به سلام كنيد تأثيرش را خواهيد ديد. اين‏ها فيلم بازى كردن نيست، اين‏ها بايد در انسان جبلى شود.

اگر يك سؤال دانشجو جواب داده شود بهتر از اين ناهار است
:small_blue_diamond:من در تمام سالهايى كه در دانشكده ادبيات بودم خدا شاهد است در مجموعه اين سال‏ها بيست وعده ناهار نخورده‏ام چرا؟ چون وقتى دانشجو به اتاق من مى ‏آيد. اگر بگويم آقا برو بيرون وقت ناهار من است، رنجيده مى‏شود. ناهار را روى ميز مى‏گذاشتند ولى وقت نمى‏شد بخورم، آنقدر دانشجو سؤال مى‏پرسيد و اشكال مطرح مى‏كرد تا اينكه ساعت ۲ شده بايد مى‏رفتم كلاس بعدى. اگر يك سؤال دانشجو جواب داده شود بهتر از اين ناهار است، حال شما در اتاق فلان استاد بروى بگويد؛ آقا مگر نمى‏بينى من ناهار مى‏خورم يا اصلاً در اطاقش را قفل كند اين استاد اگر علامه دهر هم باشد روى دانشجو تأثير گذار نخواهد بود.

فرق است بين استادى كه آمده در دانشگاه تا آن چيزى را كه دارد به ديگران هم، بدهد تا آن استادى كه آمده هرچه را ندارد بگيرد.

دانشجو بايد احساس كند كه استاد آمده تا چيزى را كه دارد به او بدهد نه چيزى را كه ندارد از او بگيرد، من بارها گفتم آنچه مهم است اين است كه دانشجو احساس نكند كه استاد پول و شهرت ندارد و آمده از طريق ما به شهرت برسد، يعنى آن چيزى را كه ندارد از ما بگيرد، فرق است بين استادى كه آمده در دانشگاه تا آن چيزى را كه دارد به ديگران هم، بدهد تا آن استادى كه آمده هرچه را ندارد بگيرد.

سخنرانی استاد ملکیان در گفتگو با معلمان دینی، دهه ۸۰

Print Friendly, PDF & Email