دل نگران از…

من نه دل‌نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل‌نگران تمدّن، نه دل‌نگران فرهنگ ونه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل‌نگران انسان‌های گوشت وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند.

عقلانیت هم نباید بت جدیدی برای مابشود، معنویت هم نباید بت جدیدی بشود. هیچ چیزی نباید بت باشد،هرچیزی باید دراستخدام انسان وکاستن ازدرد و رنج‌های آدمی باشد. حالااگر شمانکته‌ای درفرهنگ و تمدن‌تان، دردین‌تان، درمذهبتان، درفلسفه‌تان، درعرفانتان،‌ درالهیات‌تان درعلم تجربی‌طبیعی‌تان، درعلم تجربی انسانی‌تان، درهنر و ادبیات و علوم تاریخی‌تان، درهر جا هر چیزی که به درد کاستن از درد و رنج این انسان گوشت و پوست و خون‌دار خورد،‌ ما آن را اخذ می‌کنیم.

بنابراین در عین اینکه من نه دغدغه‌ی دینی را دارم و نه کیشی را و نه مذهبی را،‌ نه آیینی را، ‌نه ایسمی،‌ نه مکتبی را، نه فرهنگی را و نه تمدنی را؛ ولی در عین حال، به هیچ کدام از این ها پشت نمی‌کنم؛ به دلیل اینکه در همه‌ی این‌ها مؤلفه‌هایی وجود دارند که وقتی آن مؤلفه‌‌ها را اخذ می‌کنیم، از اخذ آن مؤلفه‌ها مواد خامی بروز می‌کند که از آن مواد خام، مرهم و معجون‌مان را برای درد و رنج بشر درست می‌کنیم؛ مرهمی،‌ معجونی، پمادی، ضمادی که می‌خواهیم از برای کاستن از درد و رنج بشر درست کنیم، از دل همه‌ی این‌ها فراهم می‌کنیم، از دل دین، فرهنگ، کیش، آیین، مشرب و مرام و عرفان و علم تجربی و فلسفه و ادبیات و هنر اخذ می‌کنیم.

استاد مصطفی ملکیان، سخنرانی «عقلانیت و معنویت بعد از ده‌سال»، اردیبهشت ۱۳۸۹.

پ.ن: امروز تولد معلم عقلانیت و معنویت، استاد مصطفی ملکیان است؛ متفکری که دل‌نگران انسان است و درد و رنج‌های او. روشنفکری که تقریر حقیقت و تقلیل مرارت را، سرلوحه‌‌ی کار خود قرار داده است و اندیشیدن و استدلال ورزیدن را، یاد شاگردان خود داده است و معنوی و اخلاقی زیستن را به ما آموخته است. آرزوی صحت و سلامتی برای استاد ملکیان داریم؛ کاش جامعه‌ی ما گوش شنوایی برای شنیدن سخنان ایشان داشته باشد.

#مصطفی_ملکیان

Print Friendly, PDF & Email