دو مغالطه پنهان …

در سخنان آقاى گرامى دو مغالطه پنهان هست كه بايد تصحيح شود:

١- روحانيت را معادل دين گرفته است ، و نه مروجان دين واخلاق!

٢- نقد را هم با تضعيف! يكى گرفته است؟!

از اينرو ، در توصيه پنهان ايشان به #مروجان_دين_واخلاق( وبه تعبير ايشان #روحانيت! و به تعبير بنده، معممان=عمامه به سرها) چاره را در واگذارى سپهر سياست و شهروندى و دولتمردى به نامعممان دانسته است!
فرض كنيم چنين شد! و از صدر تا ذيل حكومت ( به توصيه آية الله سيستانى ، علىٰ ما نُقِل) مشروط به عدم تلبس به لباس روحانيت شد؛ آيا روحانيت ( وبه تعبير بنده معممان ، از مرجع منتهى تا طلبه مبتدى) در سپهر عمومى( سياست، تدبير مدن، احوال شخصيه، ) دخالت نخواهند كرد؟! و اگر دخالت مى كنند ؛ بنابر وظيفه شهروندى شان دخالت مى كنند يا بنابر وظيفه على الادعاء سماوى شان؟!
اگر امثال آقاى گرامى و مراجع محترمى چون آيت الله سيستانى و شبيرى زنجانى و وحيدخراسانى و صافى و جوادى آملى بر اين نظرند كه براى حفظ ديندارى مردم سلامت روحانيت ضرورى است ؛ اين سلامت را در اينگونه توصيه هاى عوام پسند و تاريخ مصرف منقضى جستجو نكنند!

سلامت دين ودنياى مردم را در شكاف دولت ملت( يا شكاف ديندارى شهروندى) جستجو نكنيد!
آن سلامت اتوپيائى ! را در دنياى معاصر ، بايد در جمع توفيقى مومن شهروندى جستجو كرد؛ يعنى «جمع ارزش هاى جهانشمول مدرن وارزش هاى جهانشمول اخلاق دينى»

امروز ، انسان وجهان معاصر، ( اعم از خداباور و خداناباور) در سپهر سياست و شهروندى و دولتمردى، التزام به حقوق بشر جهانشمول را بايد هم وظيفه اخلاقى دينى خود بدانند و هم وظيفه شهروندى ملى جهانوطنى خود.

رونوشت:
مجاهد آزاديخواه، جناب سيد مصطفى تاجزاده حفظه الله

محمد امجد

https://www.facebook.com/Mohamed.Amjad110?fref=search&__tn__=%2Cd%3C-R&eid=ARD259bSF56M1Ruh7wJ2Jl_fT97yuPpjIfBUptQFFj-IJ__5–iI_IDCVXXHcVi9X0NtElAMjYLubNRp

Print Friendly, PDF & Email