زلزله کرمانشاه

محمد امجد:

فبنوشت دكترصدراخالقى(دكتراى حقوق) به درخواست بنده در اوج مصيبت زدگى ميهن ام ايران واستان زادگاهم كرمانشاه!
از ايشان سپاسگزارم كه دربستربيمارى اين درخواست را بزرگوارانه اجابت فرمودند؛ توضيح آن كه بنده ازفرانسه باايشان تماس گرفتم وغم واندوه عميق خود رااز بلاياى طبيعى وجنايات “نسناسى /ناانسانى داعشيان اظهارداشتم ؛ كه امروزسيزدهم نوامبر است وتلويزيون بنده روشن ومردم فرانسه مشغول به تماشاى سالگرد حادثه خونين ١٣ نوامبرسياه پاريس ونمى دانم چه بگويم وچه بنويسم!؟ ازمصيبت هاى وارده برهم ميهنان ام يا از مصيبت عظماى چهره سياهى كه دواعش ازاسلام ومسلمانى به خط خون! رسم مى كنند؟
وايشان بزرگوارانه از همان بستربيمارى اين مكتوب را براى تخفيف آلام امثال بنده مرقوم فرمودند؛ جزاه الله عن الاسلام خيرالجزاء

————————
برای سالگرد حوادث تروریستی پاریس:

آن که یک سال پیش در چنین روزهایی درد و داغ تروریسم را بر دل پاریس که نه بر دل بشریت گذاشت، نه اسلام و نه مسلمانی است…بلکه تمایز طلبی های هویتی برتری جو و باید انگاری است که چرخه ی بی پایانی از خشونت را شکل می دهند…چرخه ای که در آن مداراگرترین مفاهیم نیز ستیزه جو می شوند…
این چرخه شوم می تواند از سکولاریسم که بر اساس لزوم رواداری شکل گرفته،پدیده ستیزه جویی بسازد که بی طرفی ذاتی خود را به یک سو نهد و با باورهای اقلیت بزرگی مواجهه ای لجوجانه داشته باشد؛
و به همان گونه می تواند از دل دیانت محمدی که قاعده آسمانی اش”لست علیهم بمصیطر” است…و پیام آور و ” اسوه حسنه” اش طبیب دوره گردی است که به دنبال بیمار می گشت و می یافت و شفا می داد و باز دشنام می شنید و سنگ می خرید….جانیان کوری بسازد که تیغ به چهره انسان برکشند و خون ریزی را مقدس شمارند…
من یک مسلمانم…نظام اخلاقی و ارزش ها و هنجارهای خودم را دارم، من به حقانیت این نظام معتقدم…اما باید انگاری های این نظام، فقط برای “من” است:
فرمانروایی که تنها حوزه ی مشروع حکم فرماییش ” من ” هستم و نه هیچ دیگری…

Print Friendly, PDF & Email