من از رياست خوشم نمى آيد

آدم اگه از اول قيد تجارت شكر و مرجعيت رو نزنه خب مى شه آلت دست يه نفر مث خودش!

شنيده ام آقا سيد رضا دربندى سلام الله عليه به يكى از خوبان كه قصد داشته بره قم تحصيل علم كنه فرموده بود:

پسرم اگه مى خواى برى قم درس بخونى بشي مرجع دست ات رو ببوسن( كنايه از رياست و شهرت) بهتره برى ….. ژتون بفروشي؛ اينطورى به حضرت حق نزديك ترى!

وهمچنين شنيده ام كه يكى از شاگردان علامه طباطبايي قدس سره مى رود نزد ايشان و مطلبى را كه از مرحوم خوئى شنيده بود نقل مى كند و از ايشان مى پرسد :
“شما به مقام تضحيه ( كشتن نفس و خواهش هاى نفسانى در سلوك الى الله) رسيده ايد؟
ايشان متواضعانه مى فرمايند :
” من اين حرف ها را بلدنيستم ولى به خداى احد وواحد از رياست ( منظور همين مرجعيت و صرافى و افتاء است) بدم مى آيد”
واون شاگرد خاص بعد از نقل اين عظمت مرحوم علامه تبيين مى كند فرق ميان

” من از رياست خوشم نمى آيد”
را با:
” من از رياست بدم مى آيد”
تفاوت از زمين تا اسمان است
ودر تبيين بيشتر اين بد آمدن و گريزان بودن ادامه مى داد:
” چطور من و شما از خوردن نجاست و مدفوع انسان ها بيزاريم! اينها ( اهل الله ، كه يكى را به دوعالم طلبيدند) از اينگونه رياست هاى به اصطلاح معنوى گريزان اند
امام صادق عليه السلام در توصيه به عنوان بصرى مى فرمايد:
واهرب من الفتيا كفرارك من الاسد ….ولاتجعل رقبتك جسرا للناس
————————–
پ.ن؛
ضرورت اينستاگراميه موجب نشر اين تصوير شد و لى ممكن است ربط داشته باشد!
توضيح انكه در تفسير ايه شريفه لن يدخلوا الجنه الا ان يلج الجمل فى سَمِّ الخياط گفته شده جمل به معناى ريسمان است نه شتر!
واين ضرب المثل براى اشاره به يك امر ممتنع و محال است

( ترجمه آيه: درمورد كفار حضرت حق مى فرمايند اينها سعادت نمى يابند مگر انكه ريسمان از ته سوزن رد شود!)

Print Friendly, PDF & Email