نجوا با خيرخواهان ميهن!

محمد امجد:
بنده، قصد دارم با استناد به اين عكس/خبر ، درگوشى، نكته‌اى را متذكر شوم واميدوارم گوش”اى در ميان باشد جهت شنيدن !

“به نظر مى‌رسد ، ترجيع_بند « انقلاب و شورش توده‌ها ، راه حل مفيد و اخلاقى نيست و انقلاب، جز تخريب و ويرانى حاصل‌اى ندارد!» ديگر ، تاريخ_منقضى شده باشد ؛ اين ترجيع_بند اهالى اصلاحات الان ، نه در ميان توده مردم ( كه به تعبير اول شخص مملكت شرطى! شده‌اند) ونه در ميان دولت‌مردان ( كه به خوبى خبر دارند كفگير_به_ته_ديگ خورده!) “محلى از اعراب ندارد!”

قدرى تأمل در عكس/خبر فوق ، مؤيد مدعاى بنده است!
“وقتى ، روزى ، گوش شنوائى جهت “نصيحت”( خيرخواهى =انذار و تبشير ، تنبيه و تشويق) وزير و زبردست ، در ميان نبود و آن بنا با آن‌همه زحمت و هزينه ساخته و پرداخته شد ؛ امروز ، نوبت تخريب مى‌رسد ، آن‌هم به افتخار و مباهات!
مباهات به اين‌كه اين تخريب ، مقدمه ساختن مجدد بناى_عدالت_وقانون_وبرابرى است؟!
سوگ‌مندانه ، كشور و ملت ، در آستانه يك شورش_كور_همگانى( انقلاب) است ؛ ولى ، آئين_رازدارى! ،( مانند آنچه در بلوك شرق سابق، پيش از فروپاشى ناگهانى ، چندين دهه ، حاكم بر كل دولتمردان و حزب_حاكم بود) مانع از به زبان آوردن آن شده است؛ چه تحولخواه_فرودست! و چه گل_وبلبل‌هاى‌بنفسجى! فرادست؟!

پنهان_خوريد_باده_كه_تعزير_ميكنند!

پ.ن:
افسوس و صدافسوس ، قبله عالم فعلى ، مانند قبله_عالم قبلى ، صداى_اين_انقلاب! جديد را قدرى دير شنيدند؟! ويا مى‌توان گفت ، هنوز_نشنيده_اند؟!
پناه بر خدا !

Print Friendly, PDF & Email