چاه جمکران تعطیل شد!

گویا چاه جمکران را بسته‌اند، بسیار هم خوب، اما چرا اینقدر دیر !من جمکرانی را در کودکی بیاد دارم (آخر دهه چهل) که مسجدی کوچک و ساده وخلوت بود در بیابانی خالی، کنارش قهوه‌خانه‌ای کهنه و کساد، درختی و یک آب‌انبار قدیمی که با پله‌هایی عمیق می‌شد. جویندگان معنا و مشتاقان وصل با پای پیاده یا سواری‌های کرایه تک‌وتوک خود را به آنجا می‌رساندند، می‌یافتند یا نه، داستان زیاد است … آدمهای نامدار زیادی هم می‌شناسم که رفته‌اند.صاحبان عریضه هم در چاهی همان کنار می‌انداختند، شاید هم لاجرم در آب جاری آب‌انبار می‌افتاد یا تا پایین آب‌انبار می‌رفتند تا همان شود که بزرگانی توصیه کرده بودند، یعنی انداختن حاجتِ مکتوبِ گل اندود در آب جاری.مسئله عریضه نویسی نه منحصر به جمکران است و نه مختص شیعیان و مسلمین، در همین اروپا و آمریکا هم گاهی مراکز مذهبی رسمی و غیررسمی مومنان را تشویق به مکاتبه با خدا و کارهای مشابه می‌کنند. عریضه‌نویسی به عالمِ بالا نوعی انضمامی کردن امر قدسی است که متولیان دستگاه آیینیِ دین برای درک عینی‌تر رابطه توصیه می‌کنند. نه رد و قبول آن ساده است و نه تجربه آن قابل انتقال. جای بحث آن هم در فضای عمومی نیست که به اعتقاد من هر مکاشفه صادقِ کامل یک تجربه انحصاری است، برای همین هم تاثیرش در کتمان است. بگذریم.باری بنظرم امروز با بستن چاه طبیعی است این پرسش‌ها طرح شود که چرا این سازوکار آشنای معنویتِ عامی باید تبلیغ رسمی شود؟ چرا تبلیغ چنین سنتی از سوی دستگاه سیاسی صورت بگیرد؟ چه نسبتی میان این رسم دیرآشنای ادیان و بازرگانیِ رابطه قدسی است؟ چه نسبتی میان ناکامی یک نظام سیاسی و تولید شهروند مستاصل و درنهایت تشویق او به تظلم و دادخواهی از ناحیه مقدسه است؟ مسئولیت حاکمیت سیاسی در معنویت‌زدایی از اجتماع با مبتذل‌سازی امر قدسی کجاست؟ آثار کامیابی‌های مالی و ناکامی‌های معنویِ سالهای فعالیت چاه و عریضه را در کدام محکمه باید پی گرفت؟ اگر اعلان رسمی انسداد چاه در قدسی نبودن آن صادق است، چرا سالها مراقبت و مرمت مکرر شده است؟ و دهها پرسش شایسته دیگر.من شاید پانزده سال پیش در سفری به ایران به قم رفتم و عزیزی مرا به جمکران برد تا نشان دهد که صحن مسجد جای خالی ندارد و اضافه کرد که این جمعیت انبوه مستاصل و ازهمه‌جا نومید بدنبال حاجت‌ند. من به او گفتم “عدالت” گمشده طبقه حاکم ایران است و اگر این جامعه عدلیه داشت، اینجا چنین رونقی نداشت. فقهیان ما چون در “اجرای عدالت” و “اِعمال جامعِ قانون” ناکام‌ند، گریزی از بازرگانی منجی غایب ندارند. حاکمیت توانا شهروند معلق مستاصل پرورش نمیدهد تا برای او چاه و عریضه بیاورد. مُر قانون برای شخص حاکم، طبقه ممتاز و شهروند عادی یکی‌است و چون چنین نیست عدالت موعود را باید در چاه جست!

برگرفته از فیس بوک رضا بهشتی معز

Print Friendly, PDF & Email